نظر چند خواننده بی ادب و بیسواد با اخلاق فاضله حیوانی و اصلا نمونه بارز حیوانیت :
چنانکه از نوشته های جناب شولیزده پیداست ایشان به میراث گذشتگان در حد غیر قابل وصفی عشق می ورزند و این عشق و علاقه تا بدان حد است که در پی توجیه و تاویل فضای سنگین ایینی و جهل و جور حاکم بر وندیداد برامده اند . این عشق تا به ان حد است که در جایی بدین مضمون نام این اعمال عجیب و غریب را – که هر دینی دچار این خرافات است – نام انرا دین گذارده اند ! باری دین نقش بزرگی در ارامش انسان و امیدوار شدن او ایفا میکند اما اگر ریشه های عقلی و فطری نداشته باشد همان باعث دلزدگی و دلسردی و خلاصه دین زدگی و بلکه نفرت از ان میگردد !
ایشان در توجیه این احکام چنان پا فشرده اند که حتی حاضر به قبول اینکه بگویند بسیاری از اینها توسط روحانیون اضافه شده و یا برداشت و تفسیر مخصوص انها از دین بوده و یا عادات وسواسی مخصوص اینها بوده است که برعیت تحمیل میشده ، نیز نیستند! اگر براستی چنین چیزی است پس باید ایشان بجای پرستش خدای یگانه ی حضرت زرتشت رو به ثنویت بیاورند و هم پرستنده اهریمن باشند و هم پرستنده مزدا، و برای این توجیهی نیز وجود دارد به این بیان که روحانیون زرتشتی مثلا هزار سال قبل به منابع بیشتری از اوستا و متون کهن دسترسی داشته اند و نیز بسیار عالم تر و خبره تر در این امر بوده اند از اینرو انها تخصص بهتر و بیشتری نسبت به معاصرین نسبت به علوم دینی داشته اند بنابراین کرده ها و گفته های ایشان به حقیقت ان دین نزدیک تر است!
ایشان در اغاز مینویسند « بهداشت ، پیشگیری و درمان بیماری ها و مبارزه با عوامل بیماری زا همگی مواردی هستند که استمرار زندگی نوع بشر بر روی این کره ی خاکی با انها پیوندی ناگسستنی خورده است . نگارنده به یاد ندارد که هیچگاه شنیده باشد پزشکی را بواسطه توصیه های پیشگیرانه در باب رعایت بهداشت فردی و عمومی و دعوت عامه مردم به حفظ پاکیزگی سرزنش و شماتت کرده باشند . اما متاسفانه پیرامون احکام پاکیزگی و دستورات بهداشتی در مذهب زرتشتی خصوصا کتاب وندیداد چنین رویه ای از سوی برخی در پیش گرفته شده »
البته این رویه حتی توسط اوستا شناسان نیز بوده است و خود ایشان بدان اشاره میکنند و این نیز مخصوص دین زرتشت نیست همه ی ادیان چنین بوده اند که توسط روحانیون بعد از ان تحریف شده اند
چنانکه یکی از اندیشمندان مسلمان میگوید « باید باور کنیم ان دین سهله و سمحه ای که بر محمد نازل شد هیچ یک از این اضافات را نداشت و نتنها مانع رشد مسلمانان نبود بلکه باعث چالاکی و چابکی انان میشد و ماباید اینها را بشناسیم و بشناسانیم و همگی در راه دین حرکت کنیم»
این مساله شامل همه ادیان میشود و راه را برای هر فرد با ایمانی میبندد که بر پیامبری چون حضرت زرتشت با احکامی چون بندهای وندیداد و.. ایراد بگیرد .
اما ایشان بگونه ای سخن از بیماری های پیشگیرانه میگویند که ادمی را بفکر وا میدارد و این سوال را مطرح میسازد که برای مثال : ایا حیض زن و مرده زایی زن و یا در مراتبی پایین تر دست زدن به مرده و مرده را دفن کردن ، از بیماریهای ویروسی و واگیر دار است که باید زن در بیغوله ای با شاش گاو امیخته به خاکستر شستشو شود تا بقول ایشان این بیماری به دیگر زنان سرایت نکند و دیگر زنان حیض نگیرند !
یا اگر سه لقمه شش لقمه شاش گاو در رحم زنی که بچه مرده زاییده از فراگیری مرده زایی و حتی از تکرار ان برای زن جلوگیری میکند ؟
زنی که کودک مرده ای را بزاید باید « ادرار گاو» را امیخته با « خاکستر» اتش اذر بخورد ! (گومیز مقدس = مخلوط شاش گاو با خاکستر اتش اذر که بران وردهای مخصوص خونداه میشد )
در وندیداد میخوانیم : « این زن باید یک مقدار خاکستر امیخته به شاش گاو به اندازه سه لقمه ، شش لقمه ، یا نه لقمه میل کند»! وندیداد ترجمه دکتر موسی جوان ص 126 در اینترنت هم این کتاب را میتوانید بیابید و دانلود کنید و احکام ان را مطالعه نمایید
ایشان مینویسند « در در دین زرتشتی پاکیزگی تن و روان یکی از ارکان اساسی شریعت است »
در اصل کلام ایشان و این جمله جای هیچگونه بحث و مناقشه ای نیست ! اما اینکه احکام وندیداد که برداشت مغان از ایین حضرت زرتشت است و گزاف نخواهد بود که بگوییم برخی از این ایینها و رسومات مربوط به دوره پیش از زرتشت است و روحانیون مهر و میترا که دین زرتشت را پذیرفته اند بتدریج این اداب و رسوم را که بعضا زرتشت منع کرده بود وارد دین زرتشت کرده اند و کم کم به فراخر زمان و مکان چیزهایی بران افزوده اند
در چند سطر بعد ایشان در باره پاکی و پاکیزگی مطالب زیبا و موشکافانه ای بیان میدارند از جمله اینکه منظور از واژه ـ« یئوژادئو» پاکی و جسم و روان است. که البته از دید امثال من بدرستی بیان گشته چراکه ذکر های تطهیر کننده نیز در وندیداد بسیار امده که ایشان خود بس بیشتر توانایی تفسیر چنین بندهایی دارند
در ادامه جناب شولیزده از مرحوم موبد فیروز اذر گشسب نقل میکنند که در خلال نوشته ایشان امده « ... بلکه باید از الوده ساختن اب و هوا و خاک و اتش نیز پرهیز نمود . زیرا امروز ثابت شده است که بیشتر بیماری های بشر در اثر الودگی هوا و اب بروز می نماید...»
البته ایشان روشن نساخته اند که چه چیز یا چیزهایی اب و هوا و خاک و اتش را الوده میسازد !
ایا منظور ایشان همان چیزهایی است که در وندیداد ذکر شده است یعنی اهنگری و بنایی و امثالهم نیز در زمره چنین چیزهایی الودگی هایی بشمار میروند و باعث شیوع بیماری های عفونی و واگیردار میشود و یا نگرش روحانیون ستمگر باستان بوده که رعایا را نجس و اهریمنی میپنداشتند؟
چنانکه در وندیداد 3/1039 الی 1038 امده که اشراف و روحانیون رعایا را پلید و ناپاک و اهریمنی میدانستند : بناها و کارگران که با اب و گل سروکار دارند مطرود و ناپاکند چون اب و زمین را می الودند.
حمامی ها ملعونند . اتشگران و اهنگران پلید و ناپاک و بتبع مطرودند چون اتش را الوده میکنند و بقول جناب شولیزده لابد باعث شیوع بیماریهای واگیر دار میشدند
و نیز مرده شویان و دخمه گذاران و.............. جملگی نجس اند و حتی حق ورود به شهر اصلی و معاشرت با افراد را ندارند . اینها از طبقات پست جامعه اند و نزاد اهریمنی دارند از ایرو در بیرون شهر جایگاه ویزه ای دارند و برده وار میزیسته اند
از این احکام در وندیداد زیاد است! و هرگز قابل دفاع نیستند و من در شگفتم که ایشان حتی از پذیرش اینکه اینها ادات وسواسی موبدان بوده نیز خودداری میکنند :
« اگر الودگی زمین به اندازه مویی باشد ، گنهکار سی ضربه تازیانه اسب رانی و سی ضربه تازیانه چرمین کیفر دارد. اگر الودگی به اندازه استخوان سگ یا انسانی باشد و به اندازه بند انگشت میانی هم باشد کیفر گنهکار 50 تازیانه اسب رانی و 50 تازیانه چرمین است. ... اگر الودگی به اندازه انگشت باشد کیفرش 200 تازیانه ازهرکدام ، به اندازه یک بازو 400تازیانه از هرکدام . اگر به اندازه جمجمه مرده باشد 600 تازیانه ...» وندیداد ج2 7الی 11
چنانکه ذکر شد فرد با کوچکترین حرکتی ناپاک شمرده میشد حال « اگر فرد ناپاک از راهی عبور کند که اب از ان راه میگذرد گناهکار سزاوار 400تازیانه اسب رانی و 400 تازیانه چرمین است»
در جایی دیگر امده « اکر کسی ناخن و مو های شانه کرده اش را در سوراخهای زمین فروکند ، دیوها و خرفستران پدید ایند ، شپش غله و شپش ادمی پدید اید »
این نیز لابد از اصول ثابت شده علمی است که ناخن و مو شپش بوجود می اورند به همراه دیو
و اگر « موها و ناخن ر در گودالی به عمق 5 تا 10 انگشت در زمین سخت و یا یک وجب در زمین نرم بریزد و دعای مخصوص انرا بخواند.. » شپش گندم بوجود نمی اید و یا اگر با چاقوی مقدس چنین کند
شما از هردودت نقل کرده اید و دلیلش نیز این بود اگر چنین میکردند بسختی مجازات مشدند !
و این هرچند در موارد جون پیشاب و اب دهان بسیار متمدنانه و قابل افتخار است اما در موضوعاتی که فوقا بیان گشت بسیار وسواس گرایانه بوده است ! و مجازاتش از اصل ان بسی بدتر و زیان بار تر! براستی اگر کسی چنان مجازات میشد لطمات بیشتری برای جامعه به بار نمی اورد؟
ایشان مینویسند : « در شریعت زرتشتی جسد میت در زمره کثیف ترین چیز های ممکن قلمداد میشود و اساسا عامل پلیدی است که باید به سرعت از محیط زندگی انسانها و محیط پیرامون ان دور گردد زیرا سبب اشاعه بیماری و گسترش الودگی و ناپاکی میگردد »!!
و در ادامه در پاسخ به مغرضان میگویند: « ایشان با چنین منطقی خواسته اند تا اصول بهداشتی و نیز دلیل گسترش بیماریهای عفونی از منشا مردار را توجیه و تفسیر و در حد توان پیشگیری کنند »
البته توجیه و تفسیر انان چنین بود که اهریمن منشا هر بدی و زشتی و ناپاکی است و هر چیز بد و کثیفی و هر موجود موذی از ذات اهریمن نشات میگیرد از اینرو گورستانها را جایگاه دیوها و شیاطین میدانستند
البته اگر برای ضد عفونی بود لازم به چنین فلسفه بافی ها و احکامی نبود مثل مسیحیان در نقطه دوری از شهر با احترام به خاک سپرده میشد و همچنین از محیط پیرامون انها نیز دور بود !
خوبست که در اینباره اجکام مربوطه را نقل نماییم و خوانندگان محترم خود به قضاوت بنشیند :
« جای کسی که مرده را به تنهایی به دخمه برد : خشکترین زمین که از ان چارپایان ، ستوران، اتش و برسم و مرد مقدس نگذردد ، ان زمین بایید سی گام ازاتش، سی گام از اب ، سی گام از برسم ، سی گام از مردان مقدس دور باشد. در ان زمین محوطه ای محصور و جداکنند و ان مرد گناهکار را در ان حصار با خوراک و پوشاک اندک نگه دارند . سخت ترین و پست ترین خورکها را به او دهند و بدترین پوشاکها را به او پوشند تا ان هنگام که پیر یا کهن سال شود یا سترون گردد. انگاه که چنین شد باید فردی متدین و دلیر و کاردان ان گناهکار را به بلندی برده از پهنا پوست کله او را ببرد و لاشه خواران که مخلوق عزیز سفند مینو هستند بگذارد »
و جالب است اگر مرده ای را تنها به دخمه نبرند یعنی چنیدین نفر ان مرده را به دخمه را ببرند بقول جناب شولیزده این بیماری کمتر گسترش می یابد از اینرو مجازات کمتری دارد و راه پاکی برای انان باز است یعنی راه پاکی برای چند نفر باز است ولی برای یک نفر خیر چنانکه امده
« افرادی که مرده ای رابه دخمه برده اند ناپاکند باید در همانجا به فاصله چند گام دورتر از مرده بنشینند تا مزدا پرستان برایشان شاش بیاورند که سرو تن خود را بشویند . شاش های پاک کننده عبارتند از : شاش چارپایان کوچک و شاش ستوران و شاش زنی که خیتودت کرده باشد و شاش مردی که خیتودت کرده باشد » وندیداد 2
و جالبتر انکه اگر کسی غسل کردن را خوب بلد نباشد نیز باعت شیوع بیماری های واگیر دار میشود ! برای همین سزای چنین کسی "سربریدن" است :
« کسی که بدون ازمودگی و اگاهی ، دیگران را برشنوم (= غسل ) دهد ، مزدا پرستان(مغان) نخست باید دو دست او را ببندند سپس همه بدن اورا ، از تن او پوشاک در اورند، انگاه از پهنه کله او را ببرند و جسد او را برای لاشه خواران عزیز سپنت مینو واگذارند » وندیداد 3/
ایشان در توجیه نابود کردن پوشاک مرده مینویسند : « زیرا رطوبت تن مرده بدان رسیده و این لباس و بستر معمولا به چیزهایی چون خون رطوبت ... الوده شده است»
بنگرید
« اگر پارچه ای روی مرده اندازد هرچند که ناچیز باشد که فقط پایی را بپوشاند ان گناهکار سزاوار 400 تازیانه اسب رانی و 400 تازیانه چرمین است » فرگرد8
پس چرا صدها سال است این توصیه های علمی منسوخ گشته است؟
اقای شولیزده دروندیداد به عید مغ کشان نیز اشارتی رفته . کاش براین موضع هم شرحی میدادید!